جنبه های مهم نظام اجتماعی و فرهنگی (صفحه 213 تا 221)
دو جنبه هر نظام اجتماعی و فرهنگی
جنبه اول: مجموعه اهداف،مقاصد و علائق مشخص فرهنگی که برای تمام اعضای جامعه هدف های مشروع به حساب می آیند. منظور چیزهایی است که از نظر فرهنگی مشخص باشد.آنچه که در فرهنگی دارای ارزش والاست ممکن است در فرهنگ دیگر منفی تلقی گردد. مثلا:در جامعه ای دستیابی به ثروت کم اهمیت تر از کسب حیثیت معنوی تلقی شود.
جنبه دوم: ابزار و امکانات قابل قبولی را که برای دستیابی به این اهداف ضروری است تعریف وتنظیم و کنترل می کند. به عنوان مثال در فرهنگ ما کسب ثروت هدف همگانی است ولی تقلب برای رسیدن به ثروت وسیله مشروعی نمی باشد.
مرتن به فرهنگ هایی که در آنها بر ارزش اهداف فرهنگی تاکید میشود می پردازد وقتی این دو عنصر در جامعه به خوبی جا نیفتاده باشد باعث بی هنجاری اجتماعی می شود که دور کیم در اثر کلاسیک خود تحت عنوان "خودکشی" نشان داد تا کجا می توان تفاوتهای کمی خودکشی را در کشورهای مختلف به حساب اشکال مختلف نا به هنجاری اجتماعی گذاشت.
انواع سازش های فردی در موقعیت بی هنجاری:
1-همگرایی
2- ابداع
3- گرایش های تکراری مبتنی بر شعائر
4- کناره گیری
5- طغیان گری
1- همگرایی: چنانچه فرهنگی کاملا جا افتاده باشد همگرایی با اهداف فرهنگی و با وسایل نهادینه شده دستیابی به آنها شکل معمولی سازش با محیط است. مرتن به اثرات بی هنجاری به افراد می پرداخت.
2- ابداع: وقتی فردی هدف فرهنگی را می پذیرد اما وسایل دستیابی به آن را رد می کند. به جستجوی راه های تازه بر می خیزد. مرتن می گوید: ابداع وقتی رفتار انحرافی رابه دنبال داشته باشد، این رفتار در فرهنگی رخ می دهد که موفقیت در آن هدف همگانی است ولی در همان حال بخشی از مردم از دستیابی مشروع به همان هدف کنار گذاشته می شوند.
مثال:اشخاص محروم به دلیل نژادی یا دینی نمی توانند به اهداف فرهنگی دست پیدا کنند به راه های تازه متوسل می شوند.
3- گرایش های تکراری مبتنی بر شعائر: برخی افراد از مقاصد فرهنگی چشم پوشی می کنند ولی به هنجارهای نهادی که انسان ها را به .3دستیابی به مقاصد نزدیک می کنند عمل می نمایند.مثلا دونده ای که نا امیدانه پشت سر همه آرام می دود و خود را مجبور می کند که تا جان در بدن دارد به خط پایان مسابقه برسد با این که نتیجه کار او تاثیری در نتیجه مسابقه ندارد.
این سازش نمونه مردم طبقه پایین می با شد.رعایت شعائر بیشتر در طبقه متوسط پایین به چشم می خورد.
4- کناره گیری: وقتی فردی مقاصد فرهنگی و وسایل نهادی مربوط به آنها را نادیده می گیرد خود را در حاشیه جامعه قرار داده است. نمونه این سازش در بین معتادان ، ولگردان،بیماران روانی ،دائم الخمرها می باشد.
5- طغیان گری:این نوع سازش ارزش ها و نهاد فرهنگی را رد کرده و مجموعه ای از ارزش ها و نهادهای تازه را جانشین می کند.
کلووارد
کلووارد: موجب پیشرفت های عظیم نظریه ساختار اجتماعی و بی هنجاری شد که یکی از تعیین کننده های مسلم انحراف ارزش ها می باشد.
ارزش ها:ترتیب انتخاب رفتارهای انحرافی را که در موقعیت های نامساعدپیدا می شوند، میدهند.دستیابی به وسایل نهادی جهت رسیدن به اهداف والای فرهنگی ساختار اجتماعی دارد . در مقابل دستیابی به وسایل غیرقانونی نیز به دست جامعه شکل می گیرد. وسایل نامشروع برای رسیدن به هدف مانند وسایل قانونی محدود و متنوع و بستگی به وضع فرد در اجتماع دارد.
واژه وسیله به دو واقعیت اشاره دارد : 1- ساختارهای یادگیری 2- ساختارهای امکانی
1- ساختارهای یادگیری: چارچوب یادگیری مناسب برای کسب ارزش ها و گرایش های مربوط به ایفای نقش ویژه.
2- ساختارهای امکانی : امکاناتی که بعد از کسب مهارت برای انجام نقش در اختیار گذاشته می شود.به طور مثال:دانش فنی یک شیاد با تجربه یا توانمندی های فنی صدها آدم حرفه ای مشروع برابری می کند.
نتیجه:
نظریه گروه های مرجع برای روانشناسی اجتماعی اهمیت بالایی دارد باید بدانیم آیا این نظریه را می توان نظریه نامید یا نه؟
ضعف های این نظریه: 1- دارای هیچ فکر اصلی خاصی نیست.
2- هیچ فرآیند اجتماعی تازه ای را مطرح نمی کند .
3- از همه بدتر این است که به ما امکان نمی دهد رفتار فردی را در قبال گروه های مرجع پیشگوئی کنیم.
علی رغم این ضعف ها نباید اهمیت موضوع گروه مرجع را کوچک شمرد. این مفهوم دو کارکرد اساسی دارد:
کارکرد اول: اهمیت رفتار خود ارزیابی در فرد و نقش گروه ها در رابطه با این رفتار ممکن است روشن گردد.
کارکرد دوم: توجه روانشناسان اجتماعی به این امر که ارزش ها و هنجارهای گروهی در گروه های غیر تعلق اغلب تاثیر زیادی بر فرد می گذارد.
گافمن
تخصص اروینگ گافمن جامعه شناسی بود که به انسان شناسی گرایش داشت.که اثر اصلی او نمایش خویشتن در حیات روزمره بود.گافمن به خاطر تخصص و تمایلات شخصی بیشتر به افق های بازتر اجتماعی می پرداخت.داده هایی که برای اثبات نظریه خود ارائه می داد بر اساس مشاهده کنش و واکنش اجتماعی در فرهنگ ما و سایر فرهنگ ها شکل گرفته اند.
توانمندیها: گافمن معتقد بود که کنش و واکنش اجتماعی برای آنکه برای فردقابل تحمل باشد نیاز دارد از وضع طرف خود مطلع باشد..اطلاع ممکن است از راه هایی مانند: ظاهر طرف،تجربه قبلی با افراد مشابه و چاچوب اجتماعی که فرد در آن زندگی می کند باشد که مهمترین اطلاع همان است که طرف با اعمال و حرف هایش در مورد خودش به دست دیگران می دهد.گافمن به ویژه به این منبع اطلاعاتی علاقه نشان داد به دو دلیل: 1- معنای کلیدی 2- زیرا چنین اطلاعی تا حدود زیادی زیر کنترل فردی قرار دارد(فرد تصویری را که برای دیگری به پرده می کشد و سعی در قبولاندن آن دارد، کنترل می کند.)
توانمندی در نظریه گافمن: توانمندی عبارت است از هر فعالیتی که در موقعیت معین شرکت کننده معینی از خود نشان
می دهد و می خواهد به نحوی طرف دیگر را تحت تاثیر قرار دهد.شخص توانمند به هنگام نمایش توانمندی خود می تواند نقش خود را ایفا کند. گافمن نمایش ظاهری را آن بخش از توان فرد توانمندی می داند که منظما و به طور ثابت به اجرا می گذارد تا وضعیت را برای کسانی که شاهد توانمندی او هستند مشخص کند.نمایش ظاهری حاوی عناصر متعددی است:
1- یکی از عناصر چاچوب صحنه است همان فضای فیزیکی(اثاثیه،دکور،زاویه های مختلف) که توانمندی در آن به نمایش گذاشته می شود.
2- عنصر مهم دیگر:نمایش ظاهری همان چیزی است که گافمن آن را نمایش ظاهری شخصی نام می نهد و عبارت است از علامت های مربوط به نقش یا کار- لباس- سن-وقار-نوع تکلم-حالات چهره و .....
انواع محرکاتی که در نمایش ظاهری وجود دارد: 1-محرکات آشکار 2- محرکات اطواری
1- محرکات آشکار:محرکاتی هستند که در موقع لازم یروز می کنند تا پایگاه اجتماعی شخص توانمند را به رخ ما بکشند.
2- محرکات اطواری: به محرکاتی گویند که در موقع ضروری نمایش داده می شوند تا ما را نسبت به نقش کنشی ، واکنشی ای که شخص توانمند می رود تا در وضعیت آینده بازی می کند آگاه سازد.
مثال: یک شخص میلیونر که در کلبه زندگی می کند و یا کفش خود را از حراجی می خرد از شنیدن این قضیه متعجب می شویم.
یکی از مسایل مهمی که شخص توانمند با آن درگیر است آن است که در نمایش خود رفتار می کند که مردم نسبت به آنچه که انجام می دهد شناخت کامل بیابند برای رسیدن به این هدف باید به نحوی بازی کند که نه برای او آسان است و نه اینکه با هدفی که دنبال می کند متناسب است.به عنوان مثال:داور مسابقه ای بدون نشان دادن کوچکترین تردید باید تصمیم بگیرد و با این کار از چند لحظه کوتاه تفکر که باعث اطمینان خاطر شدن او در قضاوت می شود صرف نظر می کند.
منظور از آرمانی شدن توانمندی:
1-همانا تمایل به الگو سازی توان از روی شکل آرمانی نقش مورد نظر خواهد بود.
2-توانمندی آرمانی شده فرد را مجبور کند که خود را به عنوان کسی که کمتر از حد مورد انتظار توان کار را دارد،معرفی نماید
اميدواريم كه مطالب اين وبلاگ بتواند نيازهاي شما علاقه مندان به رشته ي جامعه شناسي بخصوص همكلاسي هاي عزيز را مرتفع نمايد .بي صبرانه منتظر نظرات وپيشنهادهاي سازنده ي شما هستيم .